نَوْفَل - زياد بخشنده - انْتَفَلْتُ من كذا - آن را نفى كردم و رد كردم .
نقب
: النَّقْبُ نقب زدن در ديوار و پوست مثل سوراخ كردن چوب است ميگويند دامپزشك ناف حيوان را سوراخ كرد تا آن را معالجه كند ، مِنْقَب - متّه و چيزى كه سوراخ مىكند امّا - مَنْقَب - با فتحه حرف اوّل جائى كه سوراخ شده از ديوار يا چيز ديگر .
نَقَّبَ القومُ - مردم رفتند و حركت كردند . در آيه گفت :
فَنَقَّبُوا
فِي الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ - ق / 36 « 1 » كلب نَقِيبٌ - سگى كه زير گلويش را براى كم كردن صدايش سوراخ كردهاند ، سر كيسه را هم نَقْبَة و جمعش - نُقَبٌ گويند ، نَاقِبَة - زخم .
نُقْبَة - لباس مانند شلوار كه تكهاى روى آن ميدوزند ( جيب ) .
مَنْقَبَة - راه عبور كوهستانها كه بطور استعاره براى صفات و كار مردان كريم و بخشنده به كار ميرود يا بخاطر نفوذ و تأثيرى كه در ديگران دارند و يا بخاطر اينكه به مقام آنها دسترسى هست .
نَقِيب - كسى كه از حال مردم جويا مىشود جمعش - نُقَبَاءُ - است . در آيه فرمود :
وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً
- المائده / 12 ( در باره دوازده نفر نقيب بنى اسرائيل است .
هامش
( 1 ) آيه فوق از سوره - ق - است ميگويد اقوامى كه هلاك شدند براى نجات خود همه شهرها و ديار را زير پا گذاردند و رفتند آيا راه گريزى از هلاكت يافتند ! ؟ .