نيكو و خوش فرجام ، كه بطور استعاره براى بدى و شرّ . هم به كار رفته است . در آيه گفت :
وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ
- الانبياء / 46 نَفَحَتِ الدابّهُ - آن حيوان لگد انداخت - نَفَحَهُ بالسيف - از دور او را با شمشير زد .
نَفُوحٌ - شترى كه شيرش از زيادى ندوشيده ميريزد . قوسٌ نَفُوحٌ - كمانيكه تيرش دور پرتاب مىشود .
- أَنْفِحَةُ الجديِ - شكنبه بزغاله شيرخوار كه معروف است .
نفخ
: دميدن باد در چيزى .
يَوْمَ يُنْفَخُ
فِي الصُّورِ - طه / 102 و
وَ نُفِخَ
فِي الصُّورِ - الكهف / 99 و
ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى
- الزمر / 68 دميدن در صور كه آغاز قيامت است و بانگى فراگير در زمين است ، مثل آيه :
فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ
- المدثر / 8 است .
نَفْخُ الروحِ - همان آفرينش روح در آغاز خلقت در جنين است كه بعد از تكامل جسم و جنين رخ ميدهد . آيه :
وَ نَفَخْتُ
فِيهِ مِنْ رُوحِي - الصاد / 72 كه ( همان ايجاد روح خدائى و ملكوتى است ) .
انْتَفَخَ بطنُهُ - معدهاش ورم كرد و بطور استعاره در روشنائى كامل روز به كار ميرود ميگويند - انْتَفَخَ النهارُ - .