تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥

نغض

: إِنْغَاض يعنى تكان دادن سر به حالت تعجب از ديگرى در آيه گفت :
فَسَيُنْغِضُونَ
إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ - الاسراء / 51 ) نَغَضَ ، نَغَضَاناً - سرش را حركت داد - نَغَضَ أسنانَهُ - دندانهايش را بهم فشرد . نَغْض - شتر مرغى كه در دويدن سرش را زياد حركت ميدهد و نيز - نُغْض - غضروف و استخوان نرم شانه‌هاست .

نفث

: النَّفْثُ انداختن كمى از آب دهان كه اگر زياد باشد آن را - تفل گويند . نَفْثُ الراقي و الساحر - دميدن افسونگر در عقده يا كره ، در آيه گفت :
مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ
فِي الْعُقَدِ - الفلق / 4 ) همين واژه براى گزيدن مار هم به كار ميرود . نُفَاثَةَ سواكٍ - ريزه‌هاى توى دندانها بعد از مسواك كردن . دمٌ نَفِيثٌ - خليط سينه . در مثل ميگويند - لا بد للمصدور أن يَنْفُثَ « 1 » - كسى كه درد سينه دارد بايستى خلط خود را از سينه بيرون بياورد .

نفح

: نَفَحَ الريحُ يَنْفُحُ نَفْحاً - باد وزيد ، لَهُ نَفْحَةٌ طيِّبةٌ - بوى خوشى دارد يا وزشى
هامش
( 1 ) صاحب مجمع الامثال مينويسد ، چنين كسى با بيرون آوردن خلط از سينه آرامش و استراحت مىيابد . ( ج 2 / 241 ) .