( يعنى انسانها مىتوانند با قدرت علمى از جو زمين بگذرند و به آسمانها نفوذ كنند ) .
نَفَّذْتُ الأمرَ تَنْفِيذاً - كار را به انجام رسانيد . و سپاهيان در جنگشان ، در حديثى هست كه
« نَفِّذُوا جيشَ أسامةَ » « 1 » .
- مَنْفَذ - راه نفوذ و عبور .
نفر
: نَفْر بر وزن ( شَهْر ) دور شدن از چيزى و شتافتن بسوى چيزى مثل واژه - فزع - يعنى دور شدن با ناآرامى و پناه بردن به چيزى . مصدر ديگر آن - نُفُور - است در آيه گفت :
ما زادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً
- الفاطر « 2 » و
وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً
- الاسراء / 41 « 3 » نَفَرَ إلى الحرب يَنْفُرُ و يَنْفِرُ نَفْراً - بسوى جنگ روى آورد و - يومُ النَّفْرِ .
روز نبرد . در آيه گفت :
هامش
( 1 ) دستور پيامبر اكرم عليه السّلام به اصحاب و ياران خويش است در تجهيز آخرين نبرد كه فرمانروايش - اسامة بن زيد - همان جوان نيرومند و مورد توجه پيامبر است كه بعضى از معمرين ناگوارشان بود ، لذا پيامبر فرمود در سپاه اسامه وارد شويد و سرپيچى نكنيد و آن را به انجام رسانيد .
( 2 و 3 ) اشاره به دور شدن مشركان از حقيقت و دين است كه ميگفتند اگر پيامبرى از سوى خدا مبعوث شود ما بهتر از يهود و نصارى ايمان ميآوريم ولى بعد از بعثت پيامبر چيزى به غير از دور شدن از دين در آنها ايجاد نشد .