در اصطلاح ميگويند اگر آن كار را انجام دهى - فبها و نِعْمَتْ - يعنى خصلت و صفتى نيكوست .
غَسَّلْتُهُ غسلًا نِعِمَّا - نيكو غسلش دادم .
فعل كذا و أَنْعَمَ - زياد و افزونش كرد كه اصلش از - إنعام - است - نَعَّمَ اللَّهُ بك عيناً - خداوند چشمت را روشن سازد نَعَمْ كلمهايست براى پاسخ مثبت كه از نعمت گرفته شده روشنى چشم يا نور ديدگان را هم - نُعْمَى عينٍ يا نُعْمَةُ عينٍ [ يا نُعَامُ عينٍ ] - گويند .
هامش
ورق در بر كرده و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربيع كلاه شكوفه بر سر نهاده ، عصاره تا كى بقدرتش شهد فائق گشته و تخم خرمائى به يمن تربيتش نخل باسق شدهابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورىهمه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى( مقدمه گلستان سعدى ) قبل از آيه 48 فوق خداوند دو دسته پرهيزگار ، نيكوكار و پارسا را نام ميبرد كه اينان -وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ- در دسترنج پاك و حلال خويش حق محرومين را ادا ميكنند .
و دسته دوم طاغوتيان يا پيروان فرعون و نمرود و قوم عاد و ثمود را بيان مىكند كه با سرنوشتى نكبت بار به هلاكت رسيدند زيرا مردمى غفلت زده ، زر اندوز كه همه چيز جهان را براى عياشى و رفاه پرستى خويش ميدانند و سپس ميفرمايد :بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ- بلكه اين مردم گروهى سركش و نافرمانند .