و مقايسهاى نَظَر است اما هر نَظَر قياس نيست .
نعج
: نَعْجَة : گوسپند كوهى و گاو وحشى و جمعش نِعَاجٌ است . گفت :
إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ
- الصاد / 23 به صورت فعل مثل - نَعَجَ الرجلُ - يعنى گوشت بز خورد و ترش كرد و سنگين شد . أَنْعَجَ الرجلُ - بزش چاق شد - نَعْجٌ - سپيدى - أرضٌ ناعجة - زمين نرم .
نعس
: نُّعَاسُ : خواب كم و سبك در آيه گفت :
إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ
أَمَنَةً - الانفال / 11 گفته شد نُعَاس در اين آيه آرامش و سكون است ، و اشاره به سخن پيامبر است كه فرمود
« طوبى لكل عبد نومة » .
هر بندهاى كه آرامش دارد پاك و شادمان باد .
نعق
: نَعَقَ بانگ و صداى چوپان . در آيه گفت :
كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ
بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً - البقره / 171 ( مثل كفار در برابر شنيدن سخنان حق پيامبران و درك نكردن آن مانند
هامش
تحملهم على كلمه التوحيد » . ( النهايه ج 5 ص 77 ) يعنى چهره على عليه السّلام مردم را به كلمه توحيد توجه ميداد و مىگفتند اين جوان چقدر بزرگوار ، عالم ، بخشنده پرهيزكار و شجاع و دلير است .