حيوانيست كه آن را بانگ رسد و هيچ درك و فهمى نداشته باشد ، كفار هم از شنيدن آيات حق گنگ و كورند .
نعل
: واژه - نَعْل - معروف و شناخته شده است ( كه بر كف و دست و پاى ستوران ميزنند ) در آيه گفت :
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ
- طه / 12 اى موسى عليه السّلام كفشهايت را از پايت دور كن . كه در وادى مقدّس هستى من تو را برسالت برگزيدم .
نَعْل اسب هم به كفش تشبيه شده است ، نَعْلُ السيفِ - آهن نوك غلاف شمشير - فرسٌ مُنْعَلٌ - اسبى نعل شدهاى كه نزديك سم او لكه سپيدى باشد ، رجلٌ نَاعِلٌ و مُنْعَلٌ - مردى كه به ثروتمندى تعبير مىشود چنان كه - حافى - فقير است .
نعم
: نِعْمَة با كسره حرف اوّل بمعنى - نيكوئى و حالت نيكوست . اين وزن يعنى - فِعْلَة - بيانگر حالتى است كه انسان بر آن حالت است مثل - جلسه - حالتى از نشستن انسان و - ركبة - حالت سوارى بر مركب است . اما نَعْمَة - با فتحه حرف اول يعنى آسايش و رفاه داشتن ماه واژههاى - ضربه و شتمه - بمعنى يك بار زدن و همگى بر بناى اسم مره است .
به كار بردن نعمت - در مورد نيكوئى كم يا زياد هر دو به صورت اسم جنس به كار ميرود ، در آيه گفت :
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
- ابراهيم / 34