در آيهء :
وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ
( 9 / مائده ) « 1 » .
كَعْبَة : هر خانهاى كه همانند شكل كعبه چهار گوش است و كعبه با آن هيئت اينچنين ناميده شده .
خداى تعالى گويد :
جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ
( 97 / مائده ) ذو الكعبات : خانهاى كه در جاهليّت متعلّق به بنى ربيعة بوده .
فلان جالس في كعبته : او در اطاقش و در خانهاى كه چهار گوش است نشسته است .
امراة كَاعِبٌ : زنى كه پستانش چهار گوش است .
كَعَبْتُ كعابة : جمعش - كواعب - [ دوشيزگانى كه در سن بلوغ پستانشان ظاهر شده است ] در آيهء :
وَ كَواعِبَ
أَتْراباً ( 33 / نبأ ) .
مىگوئيد : كَعَبَ الثديُ كعبا و كَعَّبَ تَكْعِيباً و ثوب مُكَعَّبٌ : جامهاى كه به سختى پيچيده شده است . و گره ميان دو فاصله نى يا نيزه را هم كعب گويند كه تشبيهى است به استخوان مفصل كه ميان دو قسمت ساق و پا قرار ميگيرد و آنها را جدا مىكند .
هامش
( 1 ) مربوط به قسمتى از آيه وضو است و اين قسمت كه يادآورى شده در باره حد مسح پا است يعنى از سر پنجه پاها تا دو غوزك يا دو برآمدگى كنار هر پا يا حد فاصله ساق پا و استخوان كعبين .