أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ
السُّوءَ ( 62 / نمل ) و در آيه :
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ
( 42 / قلم ) گفته شده اصلش از عبارت - قامت الحرب على ساق - است يعنى شدّت و سختى جنگ ظاهر شد .
بعضى از علماء گفتهاند : اصلش از - تذمير الناقة - است يعنى وقتى كه مردى نوزاد حيوان را از شكم مادرش بيرون بياورد كه در آن حال مىگويد :
كشف عن الساق : از ساقش ظاهر و خارج شد .
كشط
: در آيهء :
وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ
( 11 / تكوير ) كه از عبارت - كَشْط الناقة است يعنى برداشتن پوشش با كندن پوست از پشت او برهنه كردن آن ، و از اين معنى است عبارت : انْكَشَطَ رَوْعُهُ - يعنى ترسش از بين رفت .
كظم
: الْكَظْم : گلو يا محل خروج نَفَس ، مىگويند :
اخذ بكظمه : راه نفسش گرفت .
كُظُوم : بستن و حبس نفس است كه از آن به سكوت تعبير مىشود ، مثل :
فلان لا يتنفس - در وقتى كه در سكوت زياد توصيف شود .
كُظِمَ فلانٌ : نفسش بند آمد و ساكت شد ، خداى تعالى گويد :