إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ
( 48 / قلم ) « 1 » كَظْمُ الغيظ : خوددارى از اظهار خشم يا نگه داشتن آن در دل . در آيه :
وَ الْكاظِمِينَ
الْغَيْظَ ( 134 / آل عمران ) و از اين معنى است عبارت :
كَظَمَ البعيرُ : وقتى كه شتر نشخوار نكند ، كَظَمَ السقاءَ : بستن در ظرف آب و مشك بعد از پر شدن كه مانع خارج شدن هوا از آن شود .
كِظَامَة : حلقهاى كه سه بند چرمى ترازو در آن جمع مىشود و نيز - كِظَامَة - بند چرمى كه به وتر كمان وصل مىشود .
كَظَائِم : راه آبهء ميان دو چاه كه آب از يك چاه بچاه ديگرى جارى مىشود .
همه معانى فوق تشبيهى به مجراى تنفس و رفت و آمد نفس است .
كعب
: كَعْبُ الرجل : يعنى استخوانى كه در فاصله ساق پا و پا متّصل است ،
هامش
( 1 ) در باره حضرت يونس است كه خداوند به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : تو همچون يونس عليه السّلام كه همراه ماهى بود مباش و بر فرمان پروردگارت پايدار باش آندم كه يونس عليه السّلام نداء در داد و سخت خشم خويش فرو خورد و اندوهگين بود و اگر رحمت پروردگارش نبود در بيابان متروك و نكوهيده و سرزنش شده باقى مىماند ولى خداوند به پيامبرى برگزيدش و شايستگانش قرار داد .