تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
آن را مقيد كنند يا به روش تشبيه مثل سخن شاعر كه ميگويد :
عجبت لها انى يكون غناؤها * فصبحا و لم تفغر لِمَنْطِقِهَا فماً
يعنى ( از آواز او در شگفتم كه چگونه با اين روشنى ميخواند در حالى كه دهانى براى نطق او باز نشده است و نيست ) . علماى منطق به نيروئى كه انگيزه سخن گفتن است نطق - ميگويند ، توجهشان به اين است كه همانطور كه براى حد و تعريف انسان گفته‌اند « انسان موجودى است زنده ، ناطق و سخنگو كه ميميرد » پس نطق - لفظى است مشترك براى بيان نيروى درونى انسان كه او را به كلام و سخن گفتن واميدارد و نيز نطق - همان سخنى است كه با صداها آشكار و قابل فهم هست . و ناطق به آنچه را كه دلالت بر چيزى دارد گفته مىشود ، از اين روى به حكيمى گفته شد ، ناطق و صامت - چيست پاسخ داد دلايل و استدلالاتى كه خبر دهنده هستند و عبرت‌هائى كه آموزنده و سازنده « 1 » هستند در آيه گفت :
هامش
( 1 ) پرسشى كه از شخص حكيم و فيلسوف شده است كه - ما الناطق الصامت - ناطق خموش و ساكت و بىنطق و زبان چيست ؟ و او دلالت خبر دهنده و عبرت‌هاى آموزنده را ناطق صامت معرفى مىكند و در قرآن آيات زيادى در اين معنى از موجودات ، زمين ، دگرگونىها و تبديل آثار و تمدن اقوام به ويرانه‌ها با گردش زمين ، و پيدايش روز و شب حركت ستارگان با تمام زيبائىهاشان ، سرنوشت نكبت‌بار قارونها و فرعونها و ستمگران تاريخ با ياد آورى و عبرت آفرين و خبر دهنده معرفى مىكند .( لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ )مولوى اين معانى را چه زيبا سروده است ميگويد :جملهء ذرات عالم نهان * با تو ميگويند روزان و شبانما سميعيم و بصيريم و هشيم * با شما نا محرمان ما خامشيم .