و دائىهاى انسان كه او را يارى ميرسانند .
نضر
: نَضْرَة و نَضَارَة يعنى زيبائى و ( جمال و خلوص ) در آيه گفت :
نَضْرَةَ النَّعِيمِ
- المطففين / 24 ( در چهره ابرار و بهشتيان و رخسارشان نشاط و شادمانى نعمتهاى بهشتى نمايان است ) يعنى درخشش و فروغ نعمتها . و گفت :
وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً
- الانسان / 11 فعل اين واژه نَضَرَ - يَنْضُرُ و اسم فاعلش نَاضِرٌ است كه نَضِرَ - يَنْضَرُ - نيز گفته شده آيه :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ - القيامة / 22 « 1 »
هامش
( 1 ) در آيه فوق و آيات بعد از آن خداوند چهره و رخسار دو گروه را در قيامت ترسيم و بيان مىكند گروه اول ابرار و بهشتيان كه با عبارت -وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ- و گروه دوم -وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ- يادآورى شده است يعنى بهشتيان با چهرههائى شادمان و مسرور و گروه ديگر با چهرههائى غمگين و محزون ظاهر ميشوند صفت بعدى آنها كه -إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ- و -تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ- در ذيل واژه نظر بيان مىشود ، و اينكه چرا -ناظِرَةٌاز واژه نظر رؤيت و ديدن با چشم سر نيست بلكه نگريستن و بينش جان و روح است .
مفسرين و فرهنگنامه نويسان در ذيل - نضر - حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل نمودهاند كه فرموده است « نضر اللّه عبدا ( يا - رجلا و يا امرءا ) مسمع مقالتى فوعاها ، ثم اداها التى من لم يسمعها » يعنى خداوند روشن و شادمان نموده است .