بلغنا مَنْصَفَ الطريقِ - به نيمه راه رسيديم - مُنَصَّفٌ - شربتى كه با جوشاندن نصف شده است .
إِنْصَاف - در معامله يعنى به عدالت داد و ستد كردن بطوريكه در سود و زيان برابر خريدار بهرهمند شود ( به نسبتى سود ببرد كه در خريدن جنس از ديگرى سود داده است يا زيان برابر ) .
نَصَفَة - در خدمتگزارى به كار ميرود - ناصف - خدمتگزار جمعش - نُصُف زيرا در برابر سودى كه از هم نشين خود ميبرد سود مىرساند . انْتِصَاف و اسْتِنْصَاف مطالبه كار و خدمت .
نصو
: نَاصِيَة - رستنگاه موى جلو سر - كه به صورت افعال - نَصَوْتُ - انْتَصَيْتُهُ و نَاصَيْتُهُ به كار ميرود يعنى موى پيشانى و جلو سرش را گرفتم . در آيه گفت :
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها
- هود / 56 يعنى ( زمام وجودى هر جنبنده بدست مشيّت اوست و او تمكن از آنها دارد ) گفت :
هامش
همسرش ميگويد - چون روسريش را محكم نگهداشت و آن را دست گرفت افتادن از سرش عيب و رسوائى براى او ايجاد نكرد . به نوشته ازهرى ابو سعيد گفته است نصيف يا مقنعه و روپوش سر ، پوششى زينتى براى زن است كه روى لباسش ميپوشد و چون مانند پرده و حجابى او را از ديدگان ديگران مانع مىشود نصيف ناميده شده و اگر اين روسرى از سر بيفتد تا اينكه موهايش آشكار مىشود چون چهره او را نميپوشاند و صورتش قبلا هم باز بوده با نگهداشتن آن رسوائى متوجه او نميكند .
( تهذيب 12 / 204 ازهرى ) .