كَسَوْتُهُ و اكْتَسَى : لباسش پوشاندم ، در آيات :
وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ
( 5 / نساء ) ( سفيهان را از مالشان نفقه و لباس دهيد و با گفتار خودش شادشان كنيد )
فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً
( 14 / مؤمنون ) « 1 » اكْتَسَتْ الارض بالنّبات : زمين از گياه پوشيده شد ، شاعر گويد :
فبات له دون الصبا و هى قرّة * لحاف و مفصول الكساء رقيق
گفته شده كنايه از شير است موقعى كه سر شير ، مىاندازد « 2 » .
شاعر ديگرى گويد :
حتّى ارى فارس الصيموت على * اكساء خيل كانّها الابل
هامش
( 1 ) در باره رشد جنين در رحم مادر است كه مىگويد استخوانهايش را با گوشتى پوشانديم .
( 2 ) مىگويد : تا نزديك باد خنك صبحگاهى در حالى كه پوششى خنك از شير رقيق داشت شب را برايش گذراند .
ابن برى مىگويد : سر شير را كه شيرش خنك شده بود براى مهمانش آماده كرد - بات له - يعنى للضيف شعر از عمرو بن اهتم است ، بيت ما قبلش اينست كه مىگويد :فبات لنا منها و للضيف موهنا * للثّواء سمين زاهق و غبوقمقدارى را براى ما و براى مهمان هم همراه با گوشت زياد بريان شده و با نوشيدنى فراهم كرد .