تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
ابو زيد انصارى ميگويد : كَسَفْتُ الثوب اكسفه كِسْفاً : وقتى است كه جامه و پارچه را پاره كنى . و نيز گفته شده : كسفت عرقوب الابل : عرقوب شتر را پى كردم ، بعضى گفته‌اند - كسحت - است يعنى عرقوب يا پشت پايش را پاك كردم نه چيز ديگر .

كسل

: الْكَسَل : كاهلى و تنبلى كردن يا پس ماندن از انجام چيزى كه كاهلى در آن سزاوار نيست و به همين خاطر تنبلى و كسل مذموم و ناپسند شده است . كَسِلَ ، يَكْسَلُ - اسمش - كَسِل و كَسْلَان - جمعش - كُسَالَى است در آيه :
وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى
( 54 / توبه ) گفته شده : فلان يكسله الْمَكَاسِل : عوامل كسالت او را كاهل نميكند و از فعاليّت بازش نميدارد . فحلٌ كَسِلٌ : نرينه‌اى كه از فحل باز مىماند . امراةٌ مِكْسَالٌ : زن سست و تنبل كه از فعاليت باز مانده .

كسو

: الْكِسَاء و الْكِسْوَة : لباس و پوشش ، در آيه :
أَوْ كِسْوَتُهُمْ
( 89 مائده )