و موقعيتش تغيير دهند و بعدا بمعنى خصومت و مجادله تعبير شده است . در آيه گفت :
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ
فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ - النساء / 59 و
فَتَنازَعُوا
أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ - طه / 62 اگر نَزْع با مِن - همراه باشد بمعنى ترك كردن و دست باز داشتن - نُزُوع يعنى اشتياق شديد كه به پيوستن و يگانگى جان با دوست تعبير مىشود .
نَازَعَتْنِى نفسى إلى كذا - دل و جانم به او مشتاق است .
أَنْزَعَ القومُ - شترانشان به جايگاهشان مشتاق شدند .
رجل أَنْزَع - مرديكه موى سرش ريخته شده ، گوئيكه مويهايش از سرش كنده و جدا شده .
نَزْعَة - قسمت بىموى سر ، اما در مؤنث - امراة زعراء - گفته مىشود كه نَزْعَاء - زنى كه موى سرش ريخته است .
بئر نَزُوع - چاهى كه آبش نزديك و در دسترس است . به شربت و نوشيدنى خوشبو هم - طَيِّبُ الْمَنْزَعَة - گفته مىشود چنان كه در قرآن فرموده است .
خِتامُهُ مِسْكٌ
- المطففين / 29 ته مانده نوشيدنيهاى بهشتيان نيز خوشبو است « 1 » .
هامش
( 1 ) با اينكه قرآن چند مورد صفت نوشيدنيها يا نوشابههاى بهشتى را به روشنى وصف كرده باز بعضى بىتوجه صفاتى و ويژگيهائى براى واژههاى - مى و شراب - در اشعار خود بنام عرفان و اينكه اين كلمات تأويل و معنى ديگرى دارد با احتراز ذكر كردهاند و حتى نتيجه آن نوشابهها را هم كه خراباتگيرى ، شاهد پرستى بىخردى و بىتقوائى است با الفاظ فريبنده به كار بردهاند و نمىفهمند كه قرآن ميگويد بهشتيانيَتَنازَعُونَ فِيها كَأْساً لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثِيمٌ32 / طور در حالى از نوشيدنيهاى .