انْتِزَاع هم در معنى بر كندن و جابجائى است ، نزع فلان كذا - يعنى آن را او سلب كرد ، مثل آيه :
تَنْزِعُ
الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ - آل عمران / 26 قدرت را از هر كه بخواهد ميگيرد و سلب مىكند . در آيه :
وَ النَّازِعاتِ
غَرْقاً - النازعات / 1 گفته شده همان فرشتگانى هستند كه جان انسانها را ميگيرند و از بدنهاشان جدا مىكنند ، آيه :
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
- القمر / 19 « 1 » يا
تَنْزِعُ
النَّاسَ - القمر / 30 كه همان وزش طوفان شديد و باد عذاب و هلاك كننده است بطوريكه مردم را از جاهاشان بر مىكند و اين از شدت وزيدن بادهاست و يا اينكه جانهاشان را با هلاكتشان از آنها ميگيرد .
تَنَازُع و مُنَازَعَة در اصل بمعنى مجاذبه است يعنى كسى يا چيزى را از جايش
هامش
( 1 ) فيروز آبادى معانى مختلفى را براى - نحس - ذكر مىكند مانند - كار سخت و تاريك - باد سرد - گرد و غبار در افق - بد اختر كه ضد سعد و نيك اختر است سال قحطى و خشكسالى ، تمام اين معانى را گروهى از مردم ناآگاه به حساب نحوست ميگذارند و حال اينكه در آيه فوق عذابها را سرنوشت و انعكاس كارهاى ناروا و گناهان و فسق و فجور طاغيان از فرامين خدا و پيامبران بيان مىكند .
بگفتهء ناصر خسرو :نكوهش مكن چرخ نيلوفرى را * برون كن ز سر باد خيره سرى راتو چون خود كنى اختر خويش را بد * مدار از فلك چشم نيك اخترى را .