نزغ
: نَزْغ وارد شدن در كارى براى فساد و تباهى ( و فتنه انگيزى در ميان دو نفر يا چند نفر ) ، در آيه گفت :
هامش
بهشتى در جامها مينوشند كه هرگز در آن عمل كار لغو و باطل و بزهكارى و گناه هيچ نيست و كاملا - طهور - يعنى پاك است و -خِتامُهُ - مِسْكٌ- پايانش هم خوشبو و عبير آميز است و اين پاداش ابرار است يعنى همان كسانى كه به پيروى از علىّ عليه السّلام كه در سوره دهر با وصف ابرار بيان شده نه تنها از بيان كلمات گمراه كننده در ميان مردم بنام عرفان دورى ميكنند بلكه براستى خود را پيروان راستين امامان عليهم السّلام ميدانند كه آنان براى يك بار هم در تمام روايات و احاديث و بياناتشان چنان اصطلاحى به كار نبردهاند و حال اينكه اعرف عرفا خورشيد آسمان عرفانند ، معلوم نيست آن شاعران ميخواره و وابستگان به دربارها چرا بايستى در انقلاب اسلامى هم اشعارشان با صداى خوش و موسيقى شهوت انگيز خوانده مىشود آيا تمام مردم ما يا حتى اقليتى از اين مردم اصطلاحات عرفانى را با آن تأويلات عجيب و غريب مىفهمند كه خوراك تبليغى آنها را از اين چنين عرضه ميكنند چرا مى و مطرب و ساقى و شاهد و شراب ارغوانى و خرابات مغان و ميكده . . . هزاران بار با آهنگهاى زيبا به خورد اين مردم ساده دل با تقوا و ايثارگر داده مىشود اگر اصطلاحاتى است عرفانى ، بايستى خواص آنها را بفهمند و بشنوند نه يك امت مظلوم محروم ستم كشيده كه 40 در صدشان خواندن و نوشتن نميدانند قرنها از مىپرستان و آلودگان بىايمان كه جز به بزم عاشانه خود و شياطين جور به چيزى توجه نداشتهاند ديوان شمس تبريزى را كه خود تخلص دارد براى جا انداختن آن اشعار بعضا خوب و اكثرا كفرآميز بنام مولوى جلال الدين معرفى كند كه در عمرش جز سى و چند هزار بيت مثنوى نسروده و در پايان دفتر ششم در جواب فرزندش كه ميگويد :