تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
يعنى آثارش مانند بانگ منادى ظاهر شد « 1 » مجالست و هم نشينى هم به نداء تعبير شده است چنان كه به مجلسى كه در آن جمع ميشوند - نَادِي و مُنْتَدَى و نَدِىّ - گويند و بخاطر جمع شدن و مجالست در آنجا چنين نامى يعنى - نادى - به مجالس مشورتى و سخنرانى گفته مىشود . در آيه گفت :
فَلْيَدْعُ نادِيَهُ
- العلق / 17 و از اين معنى عبارت - دار النَّدْوَة - است يعنى جائى كه در مكه قرار داشته و در آنجا اجتماع مينمودند . سخاوت و جوانمردى هم به نَدَى تعبير شده ، ميگويند - فلان أَنْدَى كَفّاً مِنْ فلانٍ - او از ديگرى سخىتر است و دستش بازتر و - هو يَتَنَدَّى على اصحابه - به يارانش سخى است . و - ما نَدِيتُ بشيء من فلان - از او خيرى و سخاوتى نديدم مُنْدِيَاتُ الْكَلِم - سخنان رسوا كننده و زشت .
هامش
( 1 ) شعر از عجاج است كه گاو پر بار و شيردهى را به درخت انگور و تاكى كه خوشه‌هاى زيادى در باطن دارد تشبيه مىكند . كافور - تاكى است كه برگها و ساقه‌هايش سرشار و پوشيده از خوشه‌هاست و در ميان شاخه‌هايش دانه‌هاى فراوان سرخ رنگى است كه بتدريج قرمز و خوشبو مىشود ، بگفته فيروز آبادى از هند و چين صادر مىشود و در آيه قرآن نوشيدنى ابرار را به قرحى كه خوشبو و زيباست بيان مىكند ، فراء ميگويد كافور چشمه‌ايست در بهشت به همين نام كه طبيعتش خوشبوست ، ازهرى هم ميگويد كافور از خوشبوئى مانند بابونه است . ( معانى القرآن - تهذيب - قاموس ) بگفته ابن فارس - ندى - دو معنى اصلى دارد يكى تجمع و گردهمائى و ديگرى رطوبت . ( 5 / 411 مقاييس ) .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 306 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى