كردن فعل - تنبت - زيرا - نبت - در تقدير آن - تنبت حاملة الدهن - معنى مىشود يعنى در حالت رشد گياه زيتون روغن توليد مىكند و روغن در آن بالقوه وجود دارد .
نَابِتَةُ شرّ - شرانگيز . و نبتت فيهم نابتة - يعنى كودكانى در ميانشان بزرگ مىشود .
نبذ
: نَبْذ دور افكندن چيزى كه مورد توجّه نيست ، مثل دور افكندن كفش كهنه - نَبَذْتُهُ نَبْذَ النَّعْلِ الْخَلِقِ - مثل كفش كهنه دورش انداختم . در آيه گفت :
لَيُنْبَذَنَّ
فِي الْحُطَمَةِ همزه / 4 و
فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ
يعنى براى بىتوجهى به پيمان خداى آن را پشت سر نهادند و توجه نكردند .
و
نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ
- البقره / 100 كه در باره گروهى از همان بنى اسرائيل در آيه قبل است كه اينان هم بى توجه بودند و به همان خداى زياد توجه نكردند . و گفت :
فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ
- القصص / 40 در مورد غرق شدن فرعون و لشكريان او در درياست .
و
فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ
- الصافات / 145 و
لَنُبِذَ
بِالْعَراءِ - القلم / 49 يونس عليه السّلام را به صحرائى افكنديم . اما آيه :