اسْتِنْبَاطْ بر وزن استفعال از عبارت - أَنْبَطْتُ كذا . گرفته شده يعنى آن را بيرون آوردم .
نَبْط - آبى است كه از چاه يا زمين بيرون ميآورند .
فرسٌ أَنْبَطُ - اسبى كه زير گردن و دستش سپيد است ، و از اين واژه - قوم نَبْطِيّ است كه معروفند .
نبع
: واژه نَبْع - يعنى بيرون آمدن آب از چشمه ، محلى به صورت - نَبَعَ الماءُ يَنْبَعُ نُبُوعاً و نَبْعاً است - يَنْبُوع - چشمهايست كه آبش بيرون ميآيد جمعش يَنَابِيع ، خداى تعالى گفت :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ
- الزمر / 21 .
و نيز نَبْع - درختى است كه از چوب آن تير و كمان ميسازند . ( در فارسى خدنگ نام دارد ) .
نبأ
: نَبَأْ - خبرى است كه فايده و سود بزرگى دارد ، كه از آن خبر علم و دانش حاصل مىشود و بر ظنّ و گمان غلبه مىكند ، هيچگاه گفتن - خبر بمعنى نبأ - درست نيست مگر اينكه سه اصل و نتيجهاى كه گفته شد و از - نبأ - فهميده مىشود در آن باشد ( 1 - سود و فايده 2 - علم و دانش 3 - غلبه بر ظن و گمان ) .
به خبرى كه دروغى در آن نباشد شايسته است - نبا - گويند مثل - تواتر