بريده شد . گفت :
تَكادُ تَمَيَّزُ
مِنَ الْغَيْظِ - الملك / 8 نزديك بود از هم جدا شود و حياتش منقطع شود .
ميل
: مَيْل از حالت اعتدال و وسط بيكى از دو طرف افراط و تفريط عدول كردن يا بيكى از دو طرف مايل شدن ، كه در ظلم و جور به كار ميرود ، كه اگر در اجسام به كار رود ميگويند طبيعتا و خلقتا كج است واژه آن - مَيَل - است اما اگر كجى و انحراف عرضى باشد آن را - مَيْل - ميگويند - مِلْتُ الى فلان - به او يارى رساندم گفت
فَلا تَمِيلُوا
كُلَّ الْمَيْلِ - النساء / 129 مِلْتُ عليه - بر او حمله كردم ، در آيه گفت :
فَيَمِيلُونَ
عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً - النساء / 102 كفار دوست دارند شما از سلاحتان غفلت كنيد و ناگهانى بر شما يورش برند .
اما ناميدن - متعلقات انسان به - مال - از اين جهت است كه مال چيزى است كه هست و از بين ميرود از اين رو مال را عرض و اموال را اعراض دنيوى گفتهاند كه دلالت بر سخن كسى دارد كه گفته است مال دست گردانى است كه روزى در خانه عطار و روزى ديگر در خانه بيطار يافت مىشود .
مائه
: الْمِائَة يعنى سومين اصل از اصول اعداد ( آحاد - عشرات مئات ) زيرا اصول اعداد چهار قسمت است آحاد - عشرات - مئات - الوف - در آيه گفت :