در آيه گفت :
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ
- المائدة / 3 و
إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً
- الانعام / 145 مَوَتَان - به ازاء حيوان زمينى است كه براى زراعت آماده نشده ، ميگويند - ارض مَوَاتْ .
مَوَتَان - مرگ و مير شتران - ناقة مُمِيتَة - شتر مرده و - مُمِيت - شترى كه نوزادش مرده .
إِمَاتَةُ الخمر - كنايه از جوشاندن و پختن خمر است ، مُسْتَمِيت - در حال مردن . شاعرى گفته است :
ما عطيت الجمالة مستميتا
- اجرتش و حقوق را در حال مردنش پرداختى .
مَوْتَة - شبيه ديوانگى گوئيكه از مردن عقل و علمش ديوانه است و از اين معنى عبارت - مَوْتَانُ القلب و امرأة مَوْتَانَة - مردن دل و قلب و زن دل مرده .
( از اين واژه اصطلاحى هم هست كه راغب نياورده ، مثل - الموت الاحمر :
قتل و كشتن - الموت الابيض : سكته يا مرگ طبيعى ، الموت الاسود - خفگى با هر وسيله ممات - مرگ يا زمان مرگ . ممات - لغات ديرين كه استعمال نميشود .
اماته - و مباينت .
موج
: مَوْج خيزش آب دريا كه از كشتىها بالا مىزند ، گفت :
فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ
- هود / 42 در امواجى چون كوه و آيه :