يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً
- الطور / 9 و عبارت - مَارَ الدمُ على وجهه - خون بر چهرهاش ظاهر شد . و نيز - مَوْر - خاكى است كه باد بر آن ميوزد ( شن روان ) - ناقة تمور - شتر تيز رو يا - مَوَّارَة .
مير
: مِيرَةُ غذا و طعامى است كه انسان فراهم مىكند - مَارَ أَهْلَهُ يَمِيرُهُمْ - براى خانوادهاش غذا فراهم كرد در آيه گفت :
وَ نَمِيرُ أَهْلَنا
- يوسف / 65 خِيَرَة و - مِيَرَة در معنى بهم نزديكند ( جمع كردن ) .
ميز
: مَيْز و تَمْيِيز - جدا كردن معنى در متشابهات است كه يكى را بر ديگرى تميز ميدهند . افعال اين واژه : مَازَهُ يَمِيزُ مَيْزاً و تَمْيِيزاً - است گفت :
لِيَمِيزَ اللَّهُ
- الانفال / 38 كه
لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ
- الانفال / 37 خوانده شده - تميز - بدون معنى است كه يكى براى جدا كردن - و ديگرى بمعنى نيروئى كه در مغز انسان وجود دارد كه تميز ميدهد ، و معانى را استنباط مىكند - چنان كه ميگويند - فلان لا تَمِيزَ له - او نيروى تميز و تشخيص ندارد .
باب - انْمَازَ و امْتَازَ - هم دارد ، در آيه گفت :
وَ امْتازُوا الْيَوْمَ
- يس / 59 فعل - تَمَيَّزَ - هم مطاوع مَازَ است : پذيرش تميز و تشخيص يعنى جدا و