گفتهاند واژه - ميت - در آيه اخير اشاره به دورى روح از جسم نيست بلكه اشارهاى به تحليل رفتن و كاستى بشر در هر حالى است زيرا انسان دائما در دنيا در حال از دست دادن جزء جزء وجود خويش است چنان كه شاعر ميگويد
- يموت جزءا فخرا -
از اين روى عدهاى اين گونه مرده را - مائت - تعبير كردهاند و ميان - ميت و مائت فرقى قائلند كه ميگويند - مائت همان تحليل - رونده است كه بتدريج به مرگ قطعى ميرسد ، قاضى على بن عبد العزيز گفته - است « در ميان امت ما - مائت - نيست ، مَيْت - مخفف ميّت است و لذا ميگويند - - موت مائت - مثل شعر شاعر - و سيل سائل ، و بلد ميت و ميت . خداى تعالى گفت :
سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ
- الاعراف / 57 و
بَلْدَةً مَيْتاً
- ق / 11 مِيتَة - از حيوانات چيزى است كه روحش بدون ذبح شدن از او دور شده
هامش
بخواهد .
زندگى خوابيست و مرگ بيدارى - و انسان در اين ميان پندارى گذرنده است .ليس الزمان و ان حرصت مسائلا * خلق الزّمان عداوة الاحرار .زمانه موافق تو نيست هر چند بخواهى زيرا شيوه او دشمنى با آزادگان است يك بيت از شعرا و خطبا از زبان حضرت حسين عليه السّلام در شهادت حضرت على اكبر ذكر ميكنند كه ميگويد .يا كوكبا ما كان اقصر عمره * و كذالك عمر كواكب الاسحاراى ستاره پر نور سحرى چقدر عمرت كوتاه بود و تمام ستارگان سحرى چنين هستند .