تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
و گفت :
أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ
- الزخرف / 21 . يا اينكه كتابى قبل از قرآن به آنها داده شده كه به آن دل نبسته‌اند - تَمَسَّكْتُ و مَسَكْتُ - هر دو يك معنى است گفت :
وَ لا تُمْسِكُوا
بِعِصَمِ الْكَوافِرِ - الممتحنة 10 . يعنى هرگز متوسل به حفظ كفار نشويد . أَمْسَكْتُ عنه كذا - مانعش شدم - گفت :
هُنَّ مُمْسِكاتُ
رَحْمَتِهِ - الزمر / 38 . ( آيا بت‌ها مىتوانند رحمت خدا را باز دارند ) بطور كنايه - إِمْسَاك - يعنى بخل و مُسْكَة - از طعام و نوشيدنى يعنى با مزه و رمق - مَسَك - دست بند و النگو و مَسْك - پوست و بشره بدن .

مشج

: در آيه گفت :
أَمْشاجٍ
نَبْتَلِيهِ - الانسان / 2 . يعنى مخلوطى از خون و عبارت از چيزى است كه خداى تعالى آن را نطفه قرار داده است از نيروهاى گوناگونى كه در آيه زير به آن اشاره فرموده كه :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
- المؤمنون / 12 . تا عبارت - خلقا آخر - « 1 » ( كه اشاره به روح خدائى در انسان و وجه تمايز او يا سائر موجودات است .
هامش
( 1 ) خلقت انسان و كيفيت تماس وجودى او با ساير موجودات روى زمين يكى از مسائل و مجهولاتى بوده كه بشر همواره در صدد كشف اسرار آن بر آمده و .