كه در آيه انسان كفر پيشه را كه از هوا و هوسش پيوسته پيروى مىكند به سگى كه در هر حال پارس مىكند تشبيه كرده است كه كمترين فرمى است براى او با سگى كه در هيچ حال از پارس كردن دور نميشود . در آيه :
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً
- البقره / 17 .
در اين آيه كسى را كه خداوند نوعى از هدايت و يارى داده است و آن را ضايع مىكند و با همان هدايت الهى و يارى او به نعمت جاودان كه برايش در نظر گرفته نميرسد به كسى تشبيه مىكند كه در تاريكى آتشى ميافروزد همين كه به او روشنائى داد ضايعش مىكند ، باز گونه مىشود و در ظلمت قرار ميگيرد . و آيه :
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً
- البقره / 171 .
در اين آيه چه زيبا مقابله معنى بدون لفظ در تشبيه آورده است ميگويد مثل كفار و هشدار دادن به آنها مثل چوپانى است كه گوسپندان را بانگ مىزند و گوسپندان جز آهنگى در همان حدود بانگ و صدا چيزى نمىفهمند اينان نيز همانند گوسپندانند كه مفهومى از حقيقت ايمان را درك نميكنند ، و بر اين معنى گفت :
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ
- البقرة / 261 .
و شبيه لفظى آن فرمود :
مَثَلُ ما يُنْفِقُونَ فِي هذِهِ الْحَياةِ الدُّنْيا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيها صِرٌّ
- آل عمران / 117 « 1 » .
هامش
( 1 ) در اين آيه بيهوده بودن بخشش كافران را در دنيا و بخاطر دنيا به باد سردى كه بر كشتزار قومى ستمگر ميرسد و همه را نابود كند تشبيه نموده كه حاصلى .