از اين نمونهها در قرآن امثالى هست .
مِثَال : مقابله چيزى با چيزى ديگر كه همانند اوست يا قرار دادن چيزى در شباهت به آنچه را كه انجام مىشود ، ( الگو ساختن ) .
مُثْلَة - نقمت و درد و رنجى كه به انسانى برسد و مثالى مىشود براى ديگران مثل - نكال - يعنى مجازات سختى كه عبرت شود . جمعش - مُثُلَات و مَثُلَات - در آيه :
مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ
- الرعد / 6 .
كه با سكون حرف - ث - هم خوانده شد مثل - عضد و عضد - يعنى بازو .
- أَمْثَلَ السلطانُ فلانا - در وقتى است كه كسى را مجازات كند ، أَمْثَل - بگونه اشبه يعنى صفت تفضيلى مثل افضل تعبير شده است يا نزديكتر به خوبى ، - أَمَاثِلُ القومِ - كنايه از بهترينهاى مردم است . و بر اين معنى فرمود :
إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْماً
- طه / 104 « 1 » .
و
وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى
- طه / 63 .
يعنى با فضيلتتر كه مؤنث امثل است .
هامش
از آن بدست نميايد البته خداوند ستمى به آنها نكرده ولى آنان به نفس خويش ستم ميكنند -وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ *، اما آيه قبل بخشش كسانى است كه در راه خدا با ايمان عمل ميكنند و نتيجه كارشان كه همانا سود اجتماعى و خشنودى خداست مانند دانه گندمى است كه به سنبله ميرسد و هفتصد دانه برميآورد .
( 1 ) در آستانه قيامت كه مردم از خاك برخيزند در مورد بودن خويش در دنيا چيزها ميگويند كه در آن حال بهترينشان ميگويند زندگى دنيا روزى بيش نبود .