تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

لوط

: نام معروف لُوط پيامبر است و اشتقاقش از - لَاطَ الشيء بقلبى يَلُوطُ لَوْطاً و لَيْطاً - است يعنى وابستگى به دل و جان . در حديث آمده است كه « الْوَلَدُ أَلْوَطُ » . يعنى فرزند به دل و جان وابسته است و نيز ميگويند : - هذا امر لا يَلْتَاطُ بصفرى - اين كار به دلم نچسبيد ، - لُطْتُ الحوضَ بالطين - حوض و آبگير با گل ملاط كردم - تَلَوَّطَ فلانٌ - در وقتى است كه كسى هم روش قوم لوط شود ، پس اشتقاق اين واژه از لفظ - لوط - است كه باز دارنده و نهى كننده آن بود ، نه از واژه و لفظ انجام دهندگان آن كردار ناپسند .

لوم

: لَوْم : ملامت و سرزنش انسان از خودش به نسبتى كه در او هست و مستحق آن است فعلش - لُمْتُهُ اسم مفعولش مَلُوم است در آيه گفت :
فَلا تَلُومُونِي
وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ - ابراهيم / 22 ) « 1 » .
هامش
( 1 ) سخن ابليس در قيامت است كه به مجرمين و ستمگرانى كه در راه ديدن عذابند و شيطان را عامل گمراهى خود معرفى مىكنند پاسخ مىدهد مىگويد : « خداوند شما را به حق و راستى وعده فرمود و من بخلاف حقيقت وعدهء دروغ دادم دليل من پذيرش شماست پس مرا ملامت نكنيد خود را سرزنش كنيد كه امروز نه من و نه شما فريادرس يكديگر نيستيم من به شرك شما اعتقاد ندارم و ستمكاران امروز معذبند .