گفتهاند اين نفس همان انگيزهاى است كه در انسانها باعث مىشود فضيلتها و خوبيهائى بدست آورند و در موقع انجام زشتىها انسان را ملامت و سرزنش مىكند . و اين نفس پائينتر از نفس مطمئنه است .
و باز گفتهاند - نفس لوامه - نفسى است كه با اعتماد و اطمينان به خويش آن انسان شايسته و در خور تأديب ديگرى است كه بالاتر از نفس مطمئنه است .
- لُوَمَة - كسى است مردم را سرزنش مىكند - اما - لُومَة - كسى است كه مردم او را ملامت مينمايند مثل - سُخَرَة و سُخْرَة - لَائِمَةُ الامر - كارى كه انسان بر آن ملامت مىشود .
هامش
چهارم : مرحله دوم آدم شدن كه در پرتو - نفس مطمئنه - نميتواند به خود اميدوار باشد و براى بازگشت نفس كمال يافته خويش در پرتو انوار فطرت و روح الهى به دايره -ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ- برسد و در جنة المأوى يا رضوان الهى قرار گيرد .
ملاصدرا حكيم الهى كم نظير ما تعبير جالبى براى اين چهار مرحله نفس در پناه رو الهى دارد ميگويد : النفس جسمانية الحدوث روحانية البقاء .
آغاز بروز و ظهور نفس با تسويه جسم مشمول -فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِيمىشود و بعد از گذران مراحل فوق ، ديگر جسمانيتى يا اماره بودن و به بدى واداشتن و الهام و ملامت گرى به كلى به آرامش جان تبديل شده و ميگويدچنين قفس نه سزاى چو من خوش الحانى است * روم به روضهى رضوان كه مرغ آن چمنمپس جهان با تمام ابعادش كارگاه كمال آفرينى و رشد دهندگى موجودات است .