رفتن سريع آتش .
لُهَاب - در مورد شدت گرمائى كه تشنگى بوجود ميآورد گفته مىشود .
لهث
: فعل اين واژه - لَهِثَ يَلْهَثُ لَهَثاً - است ، در آيه گفت :
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ
- الاعراف / 176 ) « 1 » .
هامش
( 1 ) ضمير - مثله - يعنى مثل او به آيات قبل بر ميگردد ميگويد « اى رسول ما براى مردم حكايت كسى را كه آيات خداى به او داده شد و او سرپيچى از حق كرد و عصيان ورزيد تا آنجا كه شيطان او را تعقيب كرد و از گمراهان عالم شد داستان و صفت چنين نمونهاى از گمراهى را بمردم برسان كه اگر ميخواستيم ( يعنى هدايت خيرى در كار بود ) با آن آيات او را رفعت مقام مىبخشيديم ولى او دنياپرستى را به خيال جاودان بودن در دنيا انتخاب كرد و برگزيد و پيرو هواى نفس خويش شد . مثال او مثال سگى است كه اگر او را تعقيب كنى ( يعنى آن انسان را بيم دهى ) يا او را به حال خود بگذارى مثل پارس كردن سگ زبان بيرون ميآورد ، اينست مثال و حالات مردميكه آيات خدا را بعد از علم به آنها عملا تكذيب ميكنند -فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ- داستان را كاملا بيان كن شايد ديگران و مردم در آن بينديشند و تفكر كنند » .
بعضى از مفسرين - بلعم باعورا - را در اين مثال نام بردهاند كه معاصر حضرت موسى و يكى از مخالفين او بوده .
طبرسى از قول امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه فرموده است : « اصل شخص باعور است و سپس خداوند او را مثل زده است براى هر كسى از اهل قبله است .