و اما لَحْن ، در معنى روشن و واضح نگفتن كلام و با صراحت بيان نكردن يا معانى آنها را به طور كنايه گفتن از نظر بيشتر ادبا و از نظر بلاغت در سخن پسنديده است چنان كه شاعرى ميگويد :
و خير الحديث ما كان لحنا
( بهترين سخن با كنايه و اشاره گفتن آنست ) همانطور كه گفتهاند : ( الكناية ابلغ من التصريح ) گاهى كنايه از صراحت رساتر است .
و از اين معنى آيه :
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ
الْقَوْلِ - 30 / محمد ) .
( اى پيامبر با كنايه گفتن در سخنشان بر سوّمين معنى - لحن - فطانت و زيركى است كه با محتواى سخن تناسب دارد چنان كه در حديثى آمده است كه :
هامش
است آموختنى كه از پيامبر آموختهام زيرا علم غيب منحصر به 5 مورد است .
سپس آيه آخر سوره لقمان را بيان ميدارد كه خداوند فرموده است - همانا علم قيامت با خداست و او باران را فرو ميفرستد و آنچه در رحمهاست از جنس و نوع و زشتى و زيبائى بخشنده شدن يا بخيل شدن و ساير كيفيتها كه كدام يك آتش در دوزخند يا يار پيامبران و كسى نميداند كه فردا چه خواهد كرد و مرگش در كدام سرزمين است ، اوست كه در اين امور ، و دقايق ، عليم و آگاه است و جز اينها علومى است كه خداوند به پيامبر خود ياد داد و او هم ، به من آموخت و دعا كرد كه سينه من آن را نگاهدارد و بر آنها احاطه داشته باشم .
نهج البلاغه خطبه 127 مسعودى 4 / 28 مروج الذهب - ياقوت 5 / 113 معجم البلدان - جاحظ 2 / 221 بيان و تبيين استخرى 212 - مسالك و ممالك - ابن حوقل 273 صورة الارض ) در احاديث و روايات و اشعار شعراى پارسا و آينده نگر چنين ملاحمى ديده مىشود .