تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
- لَحُمَ الرجلُ - آن مرد چاق و فربه شد كه او را لَحِيم و لَاحمِ گويند . - شاحم - كسى كه گوشت و چربى بدنش زياد است ، بر وزن - لابن و تامر ( از شير و خرما ) . لَحِمْ : زياد گوشت خوار مانند - باز لحم و ذئب لحم - باز شكارى و گرگى كه زياد حمله مىكند و گوشت خوار است . - بيت لحم - قصابى و انبار گوشت ، در حديثى آمده است كه : « إن اللَّه يبغض قوما لحمين » « 1 » . أَلْحَمَهُ - يعنى او را گوشت خورانيد كه گوشت شكار را به آن تشبيه كرده و - مُلْحَم - مىگويند و هر رزق ديگرى را هم كه از غير شكار باشد با آن وصف كرده‌اند . جامه ابريشمى را هم - ثوب مُلْحَمْ - گويند ، چنان كه تار و پود ابريشمى را نيز به همان شباهت - لُحْمَة - نامند « 2 » . گفته‌اند - الولاء لحمة كلحمة النسب . - ( آميزش و دوستى مانند خويشاوندى است . چنان كه در حدّى ديگر - كلحمة الثوب - است يعنى مانند تار و پود جامه يك حقيقت يعنى پارچه را بوجود ميآورند ) .
هامش
( 1 ) براى حديث فوق دو معنى هست 1 - يعنى كسانى كه با غيبت نمودن و عيبجوئى ديگران گوئى كه گوشت مردارشان را ميخورند كه از آيه قرآن گرفته شده . 2 - كسانى كه بيش از نياز به گوشت خوارى عادت دارند و معتاد هستند . ( النهايه 4 / 239 - ) . ( 2 ) ابن فارس - ل - ح - م - را ريشه واژه لحمه ميداند و ميگويد بمعنى تداخل و آميزش است . ( مقاييس 5 / 29 ) .