يعنى غير از خداى چيزى براى پناه خواهى و التجا وجود ندارد .
بگفته سعدى :
غير از خداى هيچ پرستنده هيچ نيست * بيچاره آنكه بر همه هيچ اختيار كرد
يا بقول نظامى گنجوى :
بر كه پناهيم توئى بىنظير * در كه گريزيم توئى دستگير
جز در تو قبله نخواهيم ساخت * گر ننوازى تو كه خواهد نواخت
- أَلْحَدَ سهمٌ الهدفَ - تير به هدف نرسيد و منحرف شد يا به چپ و راست هدف اصابت كرد .
لحف
: در آيه گفت :
لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً
- 273 / بقره ) يعنى إلحاح و زارى و درخواست :
( آيه مربوط به نيازمندانى است كه از شدّت عزت نفس از كسى چيزى درخواست نمىكند ) .
از اين واژه بطور استعاره عبارت - أَلْحَفَ شَارِبَهُ - يعنى موهاى بلند سبيل خود را گرفت و چيد يا كوتاه كرد كه اصلش از - لِحَافْ است ، يعنى وسيلهاى كه انسان با آن خود را ميپوشاند ، مىگويند - أَلْحَفْتُهُ فَالْتَحَفَ - او را پوشاندم و پوشيده شد .
لحق
: مىگويند - لَحِقْتُهُ و لَحِقْتُ به - معنى به او رسيدم يا دركش كردم - در