يعنى مال فراوانى تلف كردم .
ما له سبد و لا لبد : نه گوسپند و شترى داد و نه بزى ( يعنى نه موى بزى و نه پشم گوسپندى ) كنايه از فقر است .
لبد - پرندهاى كه پيوسته بر زمين قرار ميگيرد و نيز نام آخرين كركس لقمان بن عاد .
أَلْبَدَ البعيرُ - شتر موى بر آورد ، موهاى ريز بر بدن شتران از زيبائى آنهاست زيرا پر گوشت و پر شير خواهند شد .
أَلْبَدْتُ القربةَ - كوزه را در كيسهاى موئين ( جوال ) قرار دادم .
لبس
: لُبْس پوشيدن لباس ، كه بوسيله آن لباس بدن خود را بپوشاند « أَلْبَسَهُ غَيْرَهُ »
هامش
ميگويد بعضى از مردم يا بخاطر دشمنى با پيامبر و دين اسلام و يا براى ريا كارى و فخر و مباهات ميگويند من مال زيادى صرف كردم ، او مىپندارد كه گويا خدا هم از كار او بىخبر است .
سپس خداوند ميگويد : آيا براى حفظ حيات و تكاملش دو چشم و لب و دهان و زبان براى او قرار نداديم ؟ و به او از راه فطرت درك حق و باطل و خير و شر ننموديم او باز هم به تكليف و امور اجتماعيش تن در نداد يعنى در راه آزادى انسانها از بردگى و بندگى قدرتها و استعمارگر آنها كارى نكرد او در راه اطعام ديگران در قحطىها و كمبود اقدام نكرده است و به افراد يتيم و بىسرپرست احسان ننمود و يا به فقيرانى كه از دنيا متاعى و خيرى ندارند و مهمتر از همه اينكه چنين انسان ناسپاس و رياكارى از زمره مؤمنين نيست و ديگران را هم به پايدارى در دين و مهربانى سفارش نميكند .