از اين آشنايى با شعر و ادب و هنر ايرانى از آنها حاميان نسبة خوبى براى ادب و هنر ما بوجود آورد و خدمات ارزندهيى بر دست آنها انجام داد . اگر چنگيزيان خيلى دير ايرانى شده و دير بفكر حمايت از فرهنگ ايرانى افتادند در عوض تيموريان اين كار را بسيار زود ، و در پارهيى از موارد از همان آغاز كار خود وجههء همت قرار دادند ، بسيار زود ايرانى شدند و با ايرانيان چنان درآميختند كه ديگر جدايى نپذيرفتند و از آغاز كار خود چنان مقهور فرهنگ ايرانى بودند كه هيچگاه از زير بار اين مقهوريت بيرون نيامدند . در تزوكات تيمورى ، اگرچه انتساب آن به تيمور محل ترديد است ، بسيارى مطالب مربوط بنشر دين و احترام سادات و علما و زهاد و گسترش قواعد شريعت و امثال آنها مىيابيم كه نشانهء همآهنگى كامل تيمور و يا سازندگان اين تزوكات ( كه از اتباع و ياران و جانشينان او بودهاند ) ، با مبانى دينى و اجتماعى اسلام و ايران اسلاميست نه مخالفت با آنها ، و آنچه در اين تزوكات بيشتر به شخص او و يا بتشكيلات نظامى مغول مربوط مىشود نظامات لشكرى و دربارى است و در ساير نظامات تازگى چندانى ملاحظه نمىگردد « 1 » . با اينحال بعضى از قوانين تشكيلاتى چنگيز تا مدتى در دولت تيمورى حفظ شد مانند تشكيل قوريلتاى « 2 » و استناد برياساى چنگيز در آن موارد كه مباينتى با شرع اسلام نداشت . ياساى چنگيزى تا سال 815 در دولت تيموريان تقريبا به قوت قديم باقى بود بدين معنى كه جرائم ممكن بود به دو نحو مورد رسيدگى قرار گيرد يا در محاكم شرع بنابر قواعد فقه اسلامى و يا در محاكم عرف كه قوانين ياسا را مبناى صدور حكم قرار مىداد ، و اين رسم در سال مذكور بفرمان شاهرخ منسوخ گشت و قواعد فقهى اسلامى انحصارا اساس صدور احكام شد . در طبقات اجتماع هم مطلقا تغييرى نسبت بقرن هشتم نمىبينيم و همان طبقات دربارى يعنى شاهزادگان و اهل حرمسراها و وزيران و قضات و مستوفيان و امراى سپاه و نديمان سلاطين كه از ديرباز در دربارها وجود داشت در دستگاههاى سلاطين اين عهد نيز ديده مىشود .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به تزوكات تيمورى تحرير ابو طالب حسينى تربتى به فارسى با ترجمهء انگليسى آن ، چاپ اكسفورد 1773 ميلادى . همين چاپ در تهران بطبع افست تجديد شد .
( 2 ) - ظفرنامهء شرف الدين على يزدى ، ج 2 ص 447