تيمورى همچنان در شهر هرات باقى ماند و جز زمانهاى كوتاهى از آن شهر دور نبود و مخصوصا در دورانهاى آرامش آن شهر در ظل حمايت واليان دولت صفوى در آن ديار بسر مىبرد و مدتى مصاحب و محل عنايت خواجه حبيب اللّه ساوجى وزير دورمش خان حاكم هرات از جانب دولت صفوى بود و كتاب حبيب السير را براى او نوشت و عاقبت بسال 934 هجرى باتفاق شهاب الدين معمايى و ميرزا ابراهيم قانونى از هرات بهندوستان رفت و در هشتم ماه ربيع الاول سال 935 ه در اگره به خدمت بابر رسيد .
بابر خود در رسالهء واقعات بابرى به اين نكته اشاره كرده و گفته است كه « خواندمير مورخ كتاب حبيب السير و مولانا شهاب الدين معمايى و ميرزا ابراهيم قانونى كه از هرات آمده بودند و هريك در فن خود نظير و همتا نداشتند ، در آن روز آمده ملازمت كردند و نوازشات يافته از جملهء مقربان گشتند » « 1 » . بعد از مرگ بابر كه بسال 937 ه اتفاق افتاد ، خواندمير خدمت همايون شاه را اختيار كرد تا بسال 942 بدرود حيات گفت و در جوار آرامگاه نظام الدين اوليا به خاك سپرده شد . از وى پسرى بنام مير محمود ماند كه مانند پدر بتاريخنويسى تعلق خاطر داشت و بسال 950 كتابى دربارهء تاريخ شاه اسمعيل و شاه تهماسب تأليف نمود .
خواندمير از جملهء مؤلفان معروف پايان عهد تيمورى و آغاز دوران صفويست و او را نمىتوان بسبب آنكه چند سالى از دوران صفوى را درك كرده است بدان دوره نسبت داد بلكه از تربيتشدگان مركز علمى و ادبى هرات و از نتايج آرامش اوضاع آن شهر در عهد سلطنت سلطان حسين بايقراست كه زير دست رجال آن سلطنت و علماى آن دوره ، خاصه نياى خود امير خواند ، بمراحل كمال رسيد و بسبب احاطهيى كه بر امور تاريخى داشت منشاء آثار مهمى در فن تاريخنويسى گرديد و بسبب كثرت تأليفات از جملهء مؤلفان پركار عهد خود شد و كتابهايش به علت سادگى و روانى انشاء شهرت و رواج بسيار يافت . از آثار معروف اوست :
1 ) دستور الوزراء ، در ذكر احوال وزراى اسلام تا عهد مؤلف . اين كتاب
هامش
( 1 ) - نقل از تاريخ فرشته ، ج 1 ص 392