تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
نهم است كه زندگانيش بيشتر در دربارهاى تركمانان آذربايجان و ازبكان ماوراء النهر سپرى شد . در بدايت حال چندگاهى در خدمت سلاطين آق‌قويونلو ( بايندريه ) مخصوصا سلطان يعقوب بيك ( 883 - 896 ه ) و پسر و جانشينش بايسنقر بن يعقوب ( 896 - 897 ه ) گذراند و سپس مدتى در شيراز و اصفهان مىبود و بهنگامى كه شاه اسمعيل صفوى اصفهان را فتح كرد ، چون سنى متعصبى بود و از آن پادشاه بيم داشت ، از اصفهان به كاشان گريخت و سپس راه ماوراء النهر پيش گرفت تا در كنف حمايت سلاطين سنى مذهب ازبك بسر برد ، چنان كه نشان او را در سال 914 هجرى در بخارا و در سال 915 در هرات و در سال 918 در سمرقند داريم و ميدانيم كه تا سال 921 هجرى كه سال تأليف شرح قصيده بردهء شرف الدين بوصيرى است زنده بود و در ماوراء النهر بسر مىبرد و بعد از آن سال بدرود حيات گفته در بخارا به خاك سپرده شد . خواجه ملا از دانشمندان و نويسندگان مشهور عهد خود بود و آثار متعددى بر جاى نهاد ، از جملهء آنهاست : 1 ) تاريخ عالم‌آراى امينى كه امين آن را در دوران سلطنت سلطان يعقوب در ذكر سرگذشت سلاطين آق‌قويونلو ( بايندريه ) آغاز كرد ولى چون سلطان يعقوب پيش از اتمام آن وفات يافته بود ، كتاب را بنام ابو الفتح بايسنقر جانشين آن سلطان بپايان رسانيد . منظور امين از تأليف اين كتاب آن بود تا نظيرى بر جهانگشاى جوينى ترتيب دهد . در آغاز اين كتاب خنجى شرحى در بيان اصل و منشاء تركمانان آق قويونلو آورده است ولى قسمت اصلى اين تاريخ از سرگذشت خليل سلطان كه در سال 882 بعد از فوت اوزون حسن بر تخت سلطنت آق‌قويونلو تكيه كرده بود آغاز شده و تا وقايع سال 896 هجرى كه سال مرگ سلطان يعقوب و جانشينى پسر خردسالش بايسنقر است امتداد يافته است . 2 ) اثر مهم ديگر فضل اللّه بن روزبهان كتاب بديع الزمان فى قصة حى بن يقظان است كه آن هم به فارسى و در شرح تدرج نفس ناطقه در مراحل حكمت نظرى و عملى است . خنجى در تأليف اين كتاب مسلما تحت تأثير كتاب حى بن يقظان ابن سينا بوده و از آن