تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
و در اين شهر نيز همچنان منصب وعظ و خطابت را حفظ كرد و هر بامداد آدينه در دار السيادهء سلطانى و پس از نماز همان روز در مسجد جامع عليشير و هر سه شنبه در مدرسهء سلطانى و هر چهارشنبه بر سر مزار يكى از مشايخ يعنى خواجه ابو الوليد احمد وعظ مىكرد و روزگار را به همين نسق و در اشتغال بتأليف و تصنيف مىگذرانيد تا بسال 910 درگذشت . دربارهء اعتقاد او ، هم از زمان حياتش ، اختلاف بود چنان كه در پاره‌يى نواحى برفض و در پاره‌يى ديگر بتسنن اشتهار داشت و چون فرزندش فخر الدين على بتصريح او را پيرو طريقت نقشبنديان ( كه همه از اهل سنت بوده‌اند ) دانسته ، مسلم مىشود متمايل بتسنن بوده و از جانبى ديگر ولادت و تربيت اوليه‌اش در شهر سبزوار كه از مراكز قديم شيعيان اثنى عشريست ، بازبستگى او را بمذهب تشيع نشان ميدهد ، و بهرحال او مردى بود عالم و آزاده و شاعر و نويسنده و واعظى راهنما و پاكيزه‌سيرت و نه گرفتار پنجهء تعصب . آثار او متعدد و متنوع ، و در موضوعات گوناگون ادبى و دينى و علمى است و از آن جمله است : 1 ) جواهر التفسير لتحفة الامير بنام امير عليشير نوايى . مجلد اول اين كتاب بسال 890 ه پايان يافت و مجلد دوم آن را كه بسال 892 آغاز كرده بود ، ناتمام نهاد . در آغاز جواهر التفسير علوم متعلق به علم تفسير قرآن ذكر شده است . 2 ) جامع الستين در تفسير سورهء يوسف . 3 ) مواهب عليه معروف به « تفسير حسينى » بنام ابو الغازى سلطان حسين بايقرا . اين تفسير سودمند جامع را كاشفى بسال 899 تأليف نمود . 4 ) مختصر الجواهر ، خلاصه‌يى از جواهر التفسير در تفسير قرآن كريم . 5 ) روضة الشهدا در ذكر مصيبت اهل البيت و واقعهء كربلا . اين كتاب پس از تأليف شهرت بسيار يافت و در مجالس تعزيت شهيدان كربلا خوانده مىشد و به همين سبب آن مجالس را « روضه‌خوانى » و خوانندهء كتاب را « روضه‌خوان » ناميدند . اين
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 524 | ذبيح الله صفا