تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
در قصائد خود عادة « مير حاج » « 1 » و در غزلها چنان كه خواهيد ديد « انسى » تخلص مىكرد و اينكه نامش را در ذيل « جنابدى » آورده‌اند به علت آنست كه زادگاهش شهر گناباد ( جنابد ) بود . انسى از فرزندزادگان شاه نعمة اللّه ولى بود و بر نسق خاندانهاى رياست صوفيه تربيت يافت يعنى علوم ادبيه و شرعيه را فراگرفت و بقول تقى الدين « در علوم ظاهرى مهارت كامل حاصل داشته . . . و او را وراى طور شاعرى و شيوهء علوم ظاهرى كمالات و فضايل » باطنى فراهم بوده است . محل تحصيلاتش شهر هرات بود و بعد از اتمام تحصيلات و كسب مقامات ظاهرى و معنوى بكناره‌گيرى از مشاغل عادى و ارشاد و هدايت مريدان اشتغال داشته و به همين سبب محل اعتنا و احترام رجال بزرگ عهد خود مانند جامى و امير عليشير بوده است تا به حدى كه بعضى او را از اوليا مىدانستند چه در طريق فقر و فنا كسى مثل او نبود و از بزرگان دين و اشراف روزگار خود بشمار مىآمد و در همه زبانها ستوده بود . تقى الدين دنبال اين مطالب دربارهء او مىنويسد : « در مشرب فقر آن چاشنى كه حق سبحانه تعالى او را ارزانى داشته هيچكس را از اهل زمان حاصل نگشته . آورده‌اند كه انقطاع و تجردش بمرتبه‌يى بود كه در محلى كه در شهر هرات به تحصيل مشغولى داشت روزى امير عليشير بحجرهء او درآمد ، آن منزل را چون خاطر اهل دل از متاع دنيا خالى ديد ، لاجرم بواسطهء عادتى كه داشت تفقدى بخاطرش رسيد ، جميع ما يحتاج از نقد و جنس در آن حجره سامان داد و از آنجا بيرون آمد ، چون مير بوثاق خود رجوع نمود و آن اسباب و تجمل را بديد از آنجا بيرون رفت و گفت اين حجرهء من نيست و آن اسباب را قبول نكرد . و همچنين از ثقات منقولست كه
هامش
( 1 ) - مانند :ببخش از كرم بيكرانه بر مير حاج * كه جز كرم نبود مقتضاى طبع كريم*زبان ناطق مير حاج بر سر مردم * هميشه گوهر نظم تو مىكند ايثار*مير حاج ناتوان كه بلطف تو واثقست * دارد اميد آنكه مرادش كنى روا