تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
وقتى كه آن سلطان از سفر استراباد باز ميگشت ، هنگام استقبال ، بسكته دچار شد و در هرات فرمان يافت . در مرثيه و ماده تاريخ وفاتش شاعران استاد بسيار گفتند و از آن جمله خواندمير « انوار رحمت » ( 906 ) را مادهء تاريخ فوت او يافت و گفت :
جناب امير هدايت پناهى * كه ظاهر ازو گشت آثار رحمت شد از خارزار جهان سوى باغى * كه آنجا شكفتست گلزار رحمت چو نازل شد انوار رحمت بروحش * بجو سال فوتش ز « انوار رحمت »
ويرا در عيدگاه هرات زير گنبدى در شمال مسجد جامع دفن كردند و مزارش در آن شهر معروفست . عليشير مردى متواضع و باادب و نيكو رفتار بود . با خلايق بمهربانى رفتار مىكرد و مخصوصا با شاعران و اهل ادب و هنر معاشرت دائم داشت و در تربيت و تشويق آنان مبالغه مىكرد و محضرش محل اجتماع آنان بود . خود دوستدار هنر و هنرمندان بود و خطاطان و نقاشان و مذهبان و موسيقىدانان در خدمتش قرب و منزلت بسيار داشتند و به همين سبب وجود او در رونق ادب و هنر در دوران سلطان حسين ميرزاى بايقرا تأثير فراوان داشت و همگامى سلطان با وى در اين راه هرات را در پايان قرن نهم و آغاز قرن دهم به صورت يكى از بزرگترين مراكز ادب و هنر در تاريخ ايران درآورد . كرم و ضعيف‌نوازى و خير و احسان او معروفست . از عوائد ملكى كه پادشاه بوى داده بود قسمتى را به مصرف مخارج خود مىرسانيد و ما بقى را در راه خيرات و مبرات و تشويق و ترغيب اهل ادب و هنر و ايجاد آثار عام المنفعه صرف مىكرد و از آن آثار خير هنوز قسمتى باقيست مثل ايوان جنوبى صحن عتيق آستان رضوى ، نهر آب بالاخيابان در مشهد ، رباط سنگ بست ، رباط ديزآباد ، بند آجرى قريهء تروق ( طرق ) در نزديكى طوس ، مقبرهء قاسم الانوار در قريهء لنگر نزديك تربت جام و قسمتى از مزار عطار نيشابورى يعنى سنگ مزار آن شاعر كه موجود است « 1 » و اين مايه بازماندهء 370 بقعه‌ييست كه ايجاد يا تعمير كرده و 90 رباطى است كه ساخته .
هامش
( 1 ) - دربارهء اين آثار رجوع شود به مقدمهء مجالس النفائس صفحه « ى - يط »