تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
مانند فانى تبريزى و فانى رازى و فانى شيرازى به كار بردند و بنابراين بايد هنگام مطالعه در احوال امير عليشير از خلط و اشتباه آنان با يكديگر احتراز كرد . امير عليشير از تركان جغتائى است ، ولى زادگاهش چنان كه خواهيم ديد ، هرات بوده است . پدرش امير غياث الدين كجكنه ( كيچكنه ) از امرا و رجال عهد تيموريان است كه بعضى از سلاطين آن سلسله خاصه ميرزا ابو القاسم بابر پسر بايسنقر بن شاهرخ ( سلطنت از 852 تا 861 ه ) و سلطان ابو سعيد ميرزا ( م 873 ه . ) را درك كرده و بروايت نويسندگان تراجم در خدمت آنان بسر برده است . پسرش عليشير بسال 844 در هرات متولد شد و مدتى با پدرش ملازم دربار ابو القاسم بابر بوده و در مشهد بسر مىبرده و از همان ايام چنان كه نوشته‌اند با سلطانحسين بايقرا در مكتب مصاحب و هم درس بود و پس از مرگ بابر چون سلطانحسين از مشهد بمرو رفت عليشير نيز با وى همراه و همدرس بوده و آنگاه چندى در هرات در ملازمت سلطان ابو سعيد بسر برد و سپس بماوراء النهر رفت و بتكميل دانش و طى مقامات سلوك همت گماشت و پس از مدتى بخراسان سفر نمود و در اوايل قدرت سلطانحسين بايقرا به خدمت او درآمد و بهمراه او بسمرقند رفت و هنگامى كه سلطانحسين بايقرا بنحو نهائى در هرات استقرار يافت عليشير را بهرات باز خواند و به شرحى كه خواندمير آورده « 1 » بسال 862 منصب « امارت ديوان اعلى » داد و بپوشيدن جبهء طلادوزى و كلاه نوروزى مفتخر و سرافراز شد و مولانا برهان الدين عطاء اللّه رازى دربارهء تاريخ تفويض اين منصب به امير عليشير چنين گفت :
مير فلك جناب عليشير كز شرف * عاجز بود ز درك كمالات او خرد ديوان نشست آخر شعبان بداد و عدل * از لطف شاه غازى و الحق چنين سزد چون مهر زد بدولت سلطان روزگار * تاريخ شد همين‌كه : عليشير مهر زد
و مدت يكسال هم حكومت مازندران را به دو مفوض كردند و او در دار الحكومهء استارباد ( استراباد ) بسر مىبرد ولى مير پس از انقضاء مدت مذكور بهرات بازگشت و همچنان در كمال عزت و احترام در خدمت سلطانحسين ميرزا بسر برد تا در سال 906
هامش
( 1 ) - حبيب السير ج 4 ص 159 - 160 .