تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
1 - مثنوى مشاهد ، كه شاعر آن را در بيست و شش سالگى در سال 836 بنظم آورد و نخستين بيت آن چنين است :
بلبل اگر ناله برآرد رواست * خاصه كه از طرف گلستان جداست
2 - مثنوى گنج روان كه بتاريخ 841 ساخته شده و بدينگونه آغاز مىيابد :
نخستين كه آيد قلم در زبان * به حمد خدا به كه گردد روان
3 - مثنوى چهل صباح كه شاعر آن را بسال 843 سروده و در مطلع كتاب چنين گفته :
بنياد سخن بنام حق نه * كز هرچه بهست نام حق به
4 - مثنوى چهار چمن كه بسال 842 نظم يافته و اولين بيت آن اينست :
ميوهء باغ جان ما سخن است * چه سخن هرچه از خدا سخن است
5 - مثنوى چشمهء زندگانى كه بسال 856 پرداخته شده و چنين شروع مىشود :
ستايش را سزاوارى خدايا * كه بخشيدى مرا يارى خدايا
6 - عشقنامه كه در سال 856 باتمام رسيده و بدايتش بدين بيت است :
از ازل گر گوش دارى تا ابد * بشنوى از هر زبان حمد احد
چنان كه ديده مىشود شاعر هريك از مثنويهاى ستة را بوزنى پرداخته است و در هر يك مسائلى از موضوعات مختلف عرفانى را براى شرح و توضيح پيش كشيده و آنها را همراه تمثيلات و حكايات بيان كرده است . و اما هريك از ديوانهاى سه‌گانه‌اش مشتمل است بر چند قسمت از غزليات و مقطعات و رباعيات و ترجيعات و قصائد و بعضى مثنويهاى متفرق خارج از مثنويهاى شش‌گانه . در اين ديوانهاى سه‌گانه قسمتهايى وجود دارد كه هريك بتنهايى قابل توجه است مانند ترجيعات هفتگانهء ديوان واردات موسوم به عرائس الترجيع ، و قصائد هفتگانهء همان ديوان بنام سبعهء سياره . ديوان كان ملاحت و مثنوى سه گفتار ( در شرح شريعت و طريقت و حقيقت ) بلهجهء قديم شيراز ساخته شده و گذشته از ارزش عرفانى از باب تحقيق در لهجات ايرانى صاحب مقامى رفيعند و چون لهجهء كهن شيراز اكنون متروك است فهم آنها دشوار به نظر مىآيد مگر از راه مداقه در لهجهء مذكور و استعانت از لهجات
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 337 | ذبيح الله صفا