خانوادگى براى تخلص شعرى خود استفاده كرده و در اشعار خويش غالبا « داعى » تخلص نموده و در مقدمهء ديوان گفته است كه « تخلص در همه بداعى به قصد آنست كه در انساب او پدران او را همه داعى مىخواندهاند الى الداعى الصغير » . بااينحال شاه داعى پس از چندى كه تخلص « داعى » را به كار برد بر آن شد كه لقب خود « نظام الدين » را وسيلهيى براى انتخاب تخلصى ديگر يعنى « نظامى » قرار دهد « 1 » و با توجه بشهرت « نظامى گنجهيى » ناگزير خود را گاه « نظامى ثانى » هم خوانده است « 2 » ولى به نظر مىآيد كه در همان حال تخلص « داعى » را در بسيارى از اشعار به كار برده باشد و حتى هنگام جمعآورى ديوانش بسال 865 ه همچنانكه ديديد در مقدمهء آن نتوانسته است از ذكر تخلص « داعى » براى خود شانه خالى كند .
ولادتش بسال 810 ه در شيراز اتفاق افتاد و اين تاريخ از چند مورد آثار او بدست مىآيد مثلا در ابيات پايان مثنوى « عشقنامه » به چهل و شش سالگى خود در سال 856 اشاره كرده است :
در چهل و شش سالگى كردم روان * هشصد و پنجاه و شش تاريخ آن « 3 »
و در ديباچهء ديوان از پنجاه و پنج سالگى خويش در سال 865 حكايت نموده و نوشته است : « در تاريخ سنهء خمس و ستين و ثمانمائه كه سن ناظم به پنجاه و پنج رسيده بود . . . » و از اين راه هم همان تاريخ 810 بدست مىآيد .
شاه داعى بعد از كسب فنون ادب و علوم متداولهء زمان خاصه علوم شرعيه ، هم از آغاز شباب قدم در وادى سير و سلوك نهاد و به خدمت شيخ مرشد الدين ابو اسحق بهرانى ( م 851 ه ) رسيد « 4 » . البته خواننده اين مرشد الدين ابو اسحق بهرانى را با مرشد الدين ابو اسحق كازرونى معروف كه پيشواى صوفيان مرشديهء كازرونيه بوده اشتباه نخواهد
هامش
( 1 ) - گويد :نام نظامى بتخلص مراست * خود نفس خواجه نظامى كراست( 2 ) - گويد :نامهيى از نظامى ثانى * يافته نظم پاك عرفانى( 3 ) - وزن ناقص و ضبط بيت همينست
( 4 ) - دربارهء مرشد الدين ابو اسحق البهرانى رجوع كنيد به طرائق الحقايق ج 3 ص 21 .