تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
اوزون حسن از جملهء پادشاهان معروفى است كه به علت اهميت موقع سياسى و جغرافيايى ممالك خود توانست مسبب ايجاد روابط خارجى جديدى در تاريخ ايران بشود ، روابطى كه در تمام دورهء صفويه امتداد داشته و بنوبهء خود در تاريخ تمدن ايرانى مؤثر بوده است . چنان كه مىدانيم جلوس اوزون حسن بر مسند رياست آق‌قويونلو در سال 857 ه ( 1453 ميلادى ) مصادف بوده است با فتح قسطنطنيه بدست سلطان محمد ثانى در همان سال . اين امر و دست‌اندازى پياپى دولت عثمانى بر ممالك اروپايى ، براى آنها و مخصوصا براى دولت و نيز كه تجارت دريائيش بخطر افتاده بود ، قابل اغماض نبود . به همين سبب مىبينيم كه آن دولت سفيرانى بايران نزد اوزون حسن گسيل داشت و كوشش كرد كه اوزون حسن را با خود در برابر دولت عثمانى متحد سازد و بدين طريق براى آل عثمان نگرانى خاصى از طرف مشرق ايجاد نمايد . اين همان سياستى است كه دولتهاى بزرگ اروپايى در عهد صفويه نيز به كار بردند و بموقع دربارهء آن سخن خواهيم گفت . از جملهء غنايمى كه از اين‌روابط براى مورخان ايرانى بازمانده سفرنامه‌ها و يادداشتها و مكاتبات و مراسلاتى است كه از عهد اوزون حسن ببعد از سفرا و سياحتگران اروپايى و يا از پادشاهان اروپا و از پاپ در دستست ، و همچنين نامه‌هايى كه از پادشاهان ما بدان صوب مىرفته است ، و از مجموع آنها بعضى اطلاعات روشن تاريخى نسبت باوضاع ايران بدست مىآيد . اوزون حسن مردى بود شجاع كه از مرتبه‌يى كوچك بمقامات بلند رسيد ، با پادشاهان قوىپنجه‌يى چون جهانشاه قراقويونلو و ابو سعيد گوركانى و سلطان محمد فاتح درافتاد و ممالك وسيعى را تحت اختيار درآورد . شخصا مردى بود لاغراندام و بلندبالا با اندك قيافهء تاتارى ، خوش‌طبع و خوش‌مشرب و عاقل ، متمايل باعمال خير و بايجاد عمارات و دوستدار علما و ادبا . محل استقرار و بعبارت ديگر پايتختش تبريز بود و از اطراف و اكناف اهل دانش و ادب و هنر را در آنجا گرد آورد . پسران او ، يعنى سلطان خليل كه ششماه سلطنت داشت ، و سلطان يعقوب كه بعد از قتل برادر از 883 تا 896 فرمانروايى كرد ، هم‌مانند پدر دوستدار عالمان و