تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

شعر دوستى و ادب پرورى تيموريان

توجه بعلم و ادب و هنر بوسيلهء شاهان و شاهزادگان تيمورى امريست كه گويى جزو فطرت و خوى طبيعى آنان بود . اشارات مورخان و مؤلفان به اين امر به حدى در كتب اين عهد تكرار مىشود و آنقدر در شرح حال نام‌آوران . زمان بدان باز مىخوريم كه مىتوان صحايف متعدد را از آن اخبار آكند . دربارهء شاهرخ نوشته‌اند كه « پيوسته پيرامون مجلس عالى افاضل موالى و اماثل اهالى حاضر بودند و در فواصل اوقات و فواضل ساعات بمباحثهء علوم دينيه و مذاكرهء علوم يقينيه و قراءت كتب تفسير و حديث و فقه و تواريخ اشتغال مىنمودند » « 1 » . پدرش به حق يا ناحق تا مىتوانست دانشمندان و نام‌آوران زمان را ، از هر دسته كه بودند ، بسمرقند مىكشانيد تا آنجا را تالى پايتخت‌هاى معروف ايران در ادوار پيش از خود كند ، و چنان كه در ذكر احوال شاعران و نويسندگان خواهيم ديد ، در ميان اين عده از بزرگان گروهى از نويسندگان و شاعران نيز بوده‌اند ، و عجيبست كه لشكركش قهارى چون تيمور همچنانكه قدرت سلسلهء تيمورى را پىريزى كرد ، توجه سلسلهء خود را به هنر و ادب نيز آغاز نمود و بانى چنين كارى در دولت تيمورى بود . از اختصاصات ديگر تيمور يكى اين بود كه براى هريك از پسران خود نيز دربار شاهى ترتيب داد و برسم شاهان پيشين براى آنان ندمايى از شاعر و اديب و دانشمند گرد آورد . اميرانشاه و عمر شيخ ميرزا و شاهرخ بهادر خان ، هم در حيات پدر ، و چه بعد از او ، همواره عده‌يى شاعر و نويسندهء خوب در ميان حواشى خود داشته و آنانرا بانواع نعم مىنواخته‌اند ، و نوادگان تيمور مانند پير محمد و خليل سلطان و بايسنقر و الغ بيك و ابراهيم سلطان خود در اين راه كار را بمبالغه كشانيدند و از ثروت بيكرانى كه بچنگشان افتاده بود در راه ترغيب و تحريض اهل ادب كمال استفاده را نمودند . عنايت شاهزادگان تيمورى بادب و هنر ، و احيانا مسائل علمى ، از جملهء مطالب قابل توجه در اين عهد است ، و من براى نمونه نام چند تن از آنان را در اينجا مىآورم :
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين ، ج 2 ، ص 876 - 877
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 125 | ذبيح الله صفا