دانشمند و پزشك و ستاره شمر و پارسىدان و پهلوىخوان از مردم كرمان بوده است و پيش از آنكه زرتشت بنظم ارداويرافنامه پردازد جهان را بدرود گفته و مادرش در قيد حيات مانده بود « 1 » .
زرتشت در جوانى و گويا در ايام حيات پدر دين دبيرى و علوم شرعى زرتشتى و نجوم و هيئت و حساب را فراگرفت و بشاعرى پرداخت و چنان كه خواهيم ديد آثار قابل توجهى در ادبيات زرتشتى دورهء اسلامى ايران پديد آورد .
پدر زرتشت يعنى بهرام پژدو گويندهء منظومهييست ببحر هزج مسدّس كه معنونست به « بهاريات بهرام پژدو » و از آن نسخى دردستست « 2 » . تاريخ ختم اين منظومه را گوينده در دو بيت ذيل تصريح كرده است :
هامش
( 1 ) -نمانده بود باب من بگيهان * ورا مينوست پاداشن بگيهان
كجا بهرام و بابش بود پژدو * انوشه بر روانشان باد هر دو
طبيب و هير بد بود و منجم * درى و پهلوى خوان بود و عالم
فراز آمد اجل رفت او ز عالم * شده او ، مارويم و ديگران هم
ولى مامم به خانه بود با من * به دو گفتم كه اى دانا امين زن . . .( ارداويرافنامه ص 20 - 21 )چو بودم در جوانى كامرانى * همان در شادمانى زندگانى
بخوانده خط زدين آگاه گشته * روانم با خرد همراه گشته
بكرده يشت و گشته هيربد شاد * كه آن بود از پدر ميراث استاد
نجوم و هم حساب احكام اختر * ز هريك شمهيى خوانده ز دفتر
برفتى شعر گه گاه از بيانم * و ز آن شادان شدندى دوستانم( ارداويرافنامه ص 16 )
( 2 ) - رجوع شود بترجمهء مقدمهء فريدريك روزنبرگF . Rosenbergبر منظومهء زراتشتنامه ، در آغاز زراتشتنامه چاپ تهران بتصحيح آقاى دكتر دبير سياقى ص 20 - 21 .