را اصلا ابو عبد الرحمن محمد بن حسين السلّمى نيشابورى ( م . 412 ) به زبان تازى تأليف كرده و آن را بر بيان احوال و اقوال پنج طبقه از مشايخ وقف نموده بود . خواجه عبد اللّه انصارى بنابر آنچه جامى گفته است « 1 » : « آن را در مجالس صحبت و مجامع تذكير و موعظت املا مىفرمودهاند ، و سخنان ديگر بعضى از مشايخ كه در آن كتاب مذكور نشده ، و بعضى از اذواق و مواجيد خود بر آن مىافزوده و يكى از محبان و مريدان آن را جمع مىكرده ، و در قيد كتابت مىآورده ، و الحق آن كتابيست لطيف و مجموعهييست شريف مشتمل بر حقايق و معارف صوفيه ، و دقائق لطائف اين طايفهء عليه ، اما . . . به زبان هروى قديم كه در آن عهد معهود بوده وقوع يافته . . . » اين اشارت مسلم مىدارد كه كتاب طبقات باملاء هروى خواجه عبد اللّه مشهور و مورد استفادهء خانقاهيان بوده است و پيداست كه زبان هروى هم چنان كه ميدانيم ، لهجهيى از لهجات متقارب بپارسى درى و براى همهء آنان كه بادبيات پارسى درى آشنايى دارند فهم آن دور از اشكال بود . با اينحال چنان كه خواهيم ديد نسخهء اين كتاب اندكاندك مورد تصرف قرار گرفت چنان كه امروز آثار لهجهء محلى را در آن بندرت ميتوان يافت .
يكى از شاگردان خواجه عبد اللّه انصارى آنچه را كه خواجه در ترجمه و شرح و اضافات بر طبقات الصوفيه در مجالس املاء ميكرد ، فراهم ميآورد . اين رسم مجالس صوفيه بود و بسيارى از آنچه از صوفيه در دست داريم مانند معارف بهاء ولد ، و فيه ما فيه مولوى و همين كتاب و امثال آنها از همين راه فراهم آمده است . خواجه ميگفت و آن شاگرد و ديگر شاگردان مينوشتند و از مجموعهء آن امالى امروز كتاب طبقات الصوفيهء پارسى انصارى باقى مانده است .
جامع امالى مذكور چه در آغاز كتاب و چه در موارد ديگر همواره بنقل قول از خواجه انصارى اشاره كرده و معمولا بكلماتى از قبيل : « قال الشيخ الامام . . . ابو اسمعيل ابو عبد اللّه بن ابى منصور . . . الانصارى » و « قال الشيخ شيخ الاسلام » و « شيخ الاسلام املا كرد » و « شيخ الاسلام گفت » و « شيخ الاسلام گفت قدس اللّه روحه » و امثال اين عبارات
هامش
( 1 ) - نفحات الانس چاپ هند ص 2 - 3