تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
سلسلهء سلاطين آل شنسب غور كه اگرچه يك امپراطورى زورمند در افغانستان و هندوستان بوجود آوردند ، ليكن به زودى در نتيجهء غلبهء غلامان ترك از طرفى ، و حملات خوارزمشاهان آل اتسز از طرفى ديگر ، دچار ضعف و انقراض شدند . امرا و سلاطينى كه در اين عهد بر ايران حكومت داشتند غالبا مردمى فاسد بودند و اگرچه بيشتر آنان جنگجو و فاتح بوده‌اند ليكن با اين مزيت نقائص اخلاقى بسيار داشتند و معمولا مردمى بيرحم ، شرابخواره ، عياش ، بىحفاظ ، سفاك ، متعدى بجان و مال مردم بودند و اين امرى طبيعى است زيرا اينان بيگانگانى بودند كه بر سرزمين ايران تسلط يافته و سعى كردند مغلوب‌شدگان را چنان كه بايد بدوشند و آنان را به نظر برده و بنده و مردمى مخذول و منكوب بنگرند و هرگونه عملى را دربارهء مغلوبين شايسته بدانند . يكى از بدبختىهاى ديگر ايرانيان در اين دوره آن بود كه با عده‌يى از امرا سروكار داشته‌اند كه خود يكروز مملوك ديگرى بوده و در خانه‌هاى بازرگانان و مردم عادى يا در دستگاه وزراء و رجال و امرا و سلاطين سمت بندگى داشته و در خشونت و سختى و دور از شهر و ديار بسر برده و از بيگانه‌يى چند خفت و خوارى ديده بودند . اين مملوكان با كينه و نفرتى كه بتدريج نسبت بمالكان خود حاصل كرده بودند ، بعد از وصول بمراتب عالى لشكرى و امارت و سرورى با آنان كه چندى بفرمانبردارى در ميانشان زيسته بودند ، ببدى رفتار ميكردند و همان كينه و نفرت قديم را درباره‌اشان ادامه ميدادند .

غلامان ترك

بعد از دورهء سامانيان مهمترين مركزى كه غلامان ترك در آن گرد آمده بودند دستگاه سلطان محمود و بعد ازو دربار سلطان مسعود غزنوى بود . بعد از زوال حكومت آل سبكتكين سلاجقه در اين باب از سنت آنان پيروى كردند . در اين دستگاهها اميران و وزراء و گاه شاعران را نيز هريك غلامان و بندگان نيكو روى متجمل بود « 1 » و عدد غلامان سلطان از سرايى و سواران
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى چاپ مرحوم دكتر غنى و دكتر فياض ص 146
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 69 | ذبيح الله صفا