يا جمعآورى نشده و يا به زودى پراگنده شد زيرا عوفى با نداشتن فاصلهء زمانى بسيار ازو ، بمدوّن نبودن اشعارش اشاره مىكند و علت آن را اندكى آنها ميداند . آنچه از اشعار موجود سيد محمد برميآيد ، و نيز چنان كه عوفى آورده است ، ابيات او « در حسن ترصيع و لطف تسجيع و مراعات نظير بستان تماشاى ضمير فضلا » بود .
ابيات معدودى ازو در لباب الالباب آمده كه همه در مدح و اشعارى متوسط است و قصيدهيى كه نقل ميكنيم با رديف « آتش و آب » ظاهرا از ابو الفرج رونى استقبال شده و التزام اين گونه رديفهاى دشوار يكى از وجوه آزمايش طبع بوده كه دو عنصر مخالف را در ابيات آورده براى هريك مضمونها و معنىهاى مناسب فراهم آورند :
چو خاك و باد كند نورونم در آتش و آب * شكوه آن عرضى باد و جوهر آتش و آب
چو در مصاف بابطال حرب روى نمود * ازو بخيزد اندر دو لشكر آتش و آب
همىنمايد از عكس لون گوهر او * هواى فتنه چو گردون و اختر آتش و آب
مرصعست همه جرم او بگوهر و نور * چنان كجا بحباب و باخگر آتش و آب
بابر و صاعقه ماند از آن قبل كه درو * بود هميشه چو در ابر مضمر آتش و آب
تبارك اللّه از آن صعب ساعتى كه بود * عروس ناميه را زرّ و زيور آتش و آب
سپرده پاى نوندان بنعل خاك و هوا * نموده دست دليران ز خنجر آتش و آب
قضا چو گردون كوشان و در كف آز و امل * اجل چو رعد خروشان و در سر آتش و آب